پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۹

ز روی لطف اگر ای مه شبی آیی به مهمانم

سر و جان گرامی را بخاک پایت افشانم

غباری کز سر کویت نسیم صبحدم آرد

بخاک پای تو کان را درون دیده بنشانم

بگاه جلوه حسنت توانم باختن جانرا

ولیکن دیده از رویت گرفتن باز نتوانم

چو من از عشق تو داغی چو لاله بر جگر دارم

نباشد رغبتی هرگز بگلشنهای رضوانم

ترا خون ریختن زیبد که زخمت مرهم جانست

مرا جان باختن شاید که من مشتاق جانانم

حدیث جنت و دوزخ کنند ارباب دین و دل

چو من حیران جانانم نه این دانم نه آن دانم

چو عید اکبر از وصلت حسین بینوا یابد

زهی دولت اگر سازی به تیغ عشق قربانم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۱ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم
  2. شمارهٔ ۱۶۲وقتی نظر بطلعت منظور داشتم
  3. شمارهٔ ۱۶۳بی تو چون طره تو حال مشوش دارم
  4. شمارهٔ ۱۶۴گرچه از دست غمت حال پریشان دارم
  5. شمارهٔ ۱۶۵در نامه حدیث دل درویش نویسم
  6. شمارهٔ ۱۶۶تا به سودای تو از راه دراز آمده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۶۷ما ای صنم هوای تو از سر گرفته‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۶۸من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.