پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۴۶

ای گشته مست عشقت روز الست جانم

مستی جان بماند روزی که من نمانم

هر ذره ای ز خاکم سرمست عشق باشد

چون ذره ها برآید از خاک استخوانم

فکر بهشت و دوزخ دارند اهل دانش

من مست عشق جانان فارغ ز این و آنم

گفتی بغیر منگر گر طالب حبیبی

والله که در دو گیتی غیر از تو من ندانم

از روی مهربانی ای مه بیا خرامان

تا نقد جان و دل را در پای تو فشانم

چون هیچکس نشانی با خود نیافت از تو

در جستن نشانت از خویش بی نشانم

اسرار عشق جانان دانم حسین لیکن

چون محرمی ندارم گفتن نمیتوانم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۸وقت آنست که ما جانب میخانه شویم
  2. شمارهٔ ۱۴۹من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارم
  3. شمارهٔ ۱۵۰دو دیده بر سر راه امید می‌دارم
  4. شمارهٔ ۱۵۱چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم
  5. شمارهٔ ۱۵۲من کیستم که طالب دیدار او شوم
  6. شمارهٔ ۱۵۳روزی که من بداغ غمت از جهان روم
  7. شمارهٔ ۱۵۴ای شهریار حسن ترا تا شناختیم
  8. شمارهٔ ۱۵۵تو پادشاه و من از بندگان درگاهم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.