پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۳

روزی که من بداغ غمت از جهان روم

بد مهرم ار ز کوی تو سوی جنان روم

در چشم من چو خار نماید گل چمن

بی تو ز بوستان بسوی دوستان روم

در هر طرف گلی است هوا جوی بلبلی

من بلبلی نیم که بهر گلستان روم

از تو حجاب من همگی از من است و بس

برخیزد این حجاب چو من از میان روم

جانم نشانه ساز و در او تیر غم نشان

باشد بدین نشانه بر بی نشان روم

من مرغ عالم ملکوتم عجب مدار

با بال عشق گر بسوی آسمان روم

بگشا حسین پای دل و جان ز قید تن

تا من شبی بجانب آن جان جان روم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۵تو پادشاه و من از بندگان درگاهم
  2. شمارهٔ ۱۵۶در راه شهرستان جان از عشق شه رهبر کنم
  3. شمارهٔ ۱۵۷ساقی بزم خاص شه آمد که خماری کنم
  4. شمارهٔ ۱۵۸گرد زمین و آسمان من سال‌ها گردیده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۵۹ز روی لطف اگر ای مه شبی آیی به مهمانم
  6. شمارهٔ ۱۶۰ما سر بر آستان در یار می‌نهیم
  7. شمارهٔ ۱۶۱ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم
  8. شمارهٔ ۱۶۲وقتی نظر بطلعت منظور داشتم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.