پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۱

چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم

بیا که روی تو بینیم و جان برافشانیم

جمال صورت جان بر در تو تا دیدیم

در آن کمال که صورت نگاشت حیرانیم

ورای حسن ترا دلفریبی و ناز است

که ما بجان و دل ای دوست طالب آنیم

اگر چه سوخته آتش فراق توایم

به یمن وصل تو از هجر داد بستانیم

به تحفه گر ز درت آورد صبا گردی

به خاکپای تو کو را بدیده بنشانیم

هدایتی چو ز کشاف هیچ کشف نگشت

کنون بمکتب عشق تو تخته میخوانیم

از آنزمان که غلام کمینه تو شدیم

حسین وار در اقلیم عشق سلطانیم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۳روزی که من بداغ غمت از جهان روم
  2. شمارهٔ ۱۵۴ای شهریار حسن ترا تا شناختیم
  3. شمارهٔ ۱۵۵تو پادشاه و من از بندگان درگاهم
  4. شمارهٔ ۱۵۶در راه شهرستان جان از عشق شه رهبر کنم
  5. شمارهٔ ۱۵۷ساقی بزم خاص شه آمد که خماری کنم
  6. شمارهٔ ۱۵۸گرد زمین و آسمان من سال‌ها گردیده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۵۹ز روی لطف اگر ای مه شبی آیی به مهمانم
  8. شمارهٔ ۱۶۰ما سر بر آستان در یار می‌نهیم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.