پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۳۹

تا من خیال عارض تو نقش بسته‌ام

نقش هوا ز لوح دل خویش شسته‌ام

جستم ز قید هستی و از ننگ عافیت

وز دام آن سلاسل مشکین نجسته‌ام

چون در کمند عشق تو جانم اسیر شد

از بند علم و وسوسهٔ عقل رسته‌ام

تا دست محنت تو گریبان جان گرفت

من دست و دل ز دامن هستی گسسته‌ام

ای مونس شکسته دلان کن عنایتی

از روی مرحمت که بسی دل شکسته‌ام

تو آفتاب دولت و من تیره روزگار

تو عیسی زمانه و من سینه خسته‌ام

خاکم به باد دادی و جانم بسوختی

جرمم همین که دل به هوای تو بسته‌ام

بنمای ماه دولت خود تا به دولتت

آید دو اسبه طالع بخت خجسته‌ام

شد سال‌ها که در طلب وصل چون حسین

من بر امید وعده فردا نشسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۱من آن آشفته مستم که آنساعت که برخیزم
  2. شمارهٔ ۱۴۲دل بیچاره‌ام گم شد به کوی یار می‌جویم
  3. شمارهٔ ۱۴۳منم که با تو زمانی وصال می‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۴۴بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم
  5. شمارهٔ ۱۴۵قفل در ما بستی و پندار تو دیدیم
  6. شمارهٔ ۱۴۶ای گشته مست عشقت روز الست جانم
  7. شمارهٔ ۱۴۷رضا دادم بعشق او اگر غارت کند جانم
  8. شمارهٔ ۱۴۸وقت آنست که ما جانب میخانه شویم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.