پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۴۴

بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم

از خود برمیدیم و بدانسوی دویدیم

از بال و پر خویش چو کردیم تبرا

با بال و پر عشق در آن راه پریدیم

عمری چو در آن بادیه سرگشته بگشتیم

آخر بحریم حرم وصل رسیدیم

ای وای که چون حلقه بر آن در بنشستیم

وز صدر سرا بانگ درآئی نشنیدیم

چون بار ندادند و دری هم نگشادند

فریاد و فغان از دل آشفته کشیدیم

گفتند حسین از چه فغان است و خروش ست

ما خلوت خاص از پی هرکس نگزیدیم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۶ای گشته مست عشقت روز الست جانم
  2. شمارهٔ ۱۴۷رضا دادم بعشق او اگر غارت کند جانم
  3. شمارهٔ ۱۴۸وقت آنست که ما جانب میخانه شویم
  4. شمارهٔ ۱۴۹من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارم
  5. شمارهٔ ۱۵۰دو دیده بر سر راه امید می‌دارم
  6. شمارهٔ ۱۵۱چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم
  7. شمارهٔ ۱۵۲من کیستم که طالب دیدار او شوم
  8. شمارهٔ ۱۵۳روزی که من بداغ غمت از جهان روم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.