پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۳۷

چون تیره گشت روزم بی آن چراغ محفل

بگذار تا بسوزم چون شمع ز آتش دل

بی روی نازنینان از جان چسود ای جان

بی وصل همنشینان از زندگی چه حاصل

سازم بداغ دردش زانروی می نگردد

داغش جدا ز جانم دردش ز سینه زایل

کام دلم زمانه از دست برد بیرون

یارب مباد هرگز کار زمانه حاصل

آن نور هر دو دیده وان راحت دل و جان

از دیده رفت لیکن در دل گزیده منزل

سر قضا چه پرسی زینجاست مست و واله

جان هزار زیرک عقل هزار عاقل

گر وصل دوست جوئی بگذر حسین از خود

ورنه کجا توانی گشتن بدوست واصل

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۹تا من خیال عارض تو نقش بسته‌ام
  2. شمارهٔ ۱۴۰ما که در بادیه عشق تو سرگردانیم
  3. شمارهٔ ۱۴۱من آن آشفته مستم که آنساعت که برخیزم
  4. شمارهٔ ۱۴۲دل بیچاره‌ام گم شد به کوی یار می‌جویم
  5. شمارهٔ ۱۴۳منم که با تو زمانی وصال می‌بینم
  6. شمارهٔ ۱۴۴بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم
  7. شمارهٔ ۱۴۵قفل در ما بستی و پندار تو دیدیم
  8. شمارهٔ ۱۴۶ای گشته مست عشقت روز الست جانم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.