پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی

حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

۲۷۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ گذشت عمر و خلاص از محن نمییابم
  2. شمارهٔ ۱۸۲ دو چشم کز هوس روی دوست تر داریم
  3. شمارهٔ ۱۸۳ چمن شکفته و گلها ببار می بینم
  4. شمارهٔ ۱۸۴ مراد خاطر خود در جهان نمی یابم
  5. شمارهٔ ۱۸۵ الا ای طایر سدره نشیمن
  6. شمارهٔ ۱۸۶ ای دل از وحشت سرای دار گیتی کن کران
  7. شمارهٔ ۱۸۷ ماه من چون آگهی از ناله شب‌های من
  8. شمارهٔ ۱۸۸ ای سر کویت بلای روضه رضوان من
  9. شمارهٔ ۱۸۹ از باده دوشینت بس بیخبریم ای جان
  10. شمارهٔ ۱۹۰ با کس حدیث عشق تو گفتن نمی توان
  11. شمارهٔ ۱۹۱ نتوان لعل فرح بخش ترا جان گفتن
  12. شمارهٔ ۱۹۲ بازم به نازی شاد کن ای نازنین دلدار من
  13. شمارهٔ ۱۹۳ اگر چه شد دل ریشم ز دست هجر تو خون
  14. شمارهٔ ۱۹۴ دور از رخ تو زیستن ای جان نمیتوان
  15. شمارهٔ ۱۹۵ ای رخت آرام جان عاشقان
  16. شمارهٔ ۱۹۶ ای فاش کرده عشق تو راز نهان من
  17. شمارهٔ ۱۹۷ بدین کرشمه بهر جانبی نگاه مکن
  18. شمارهٔ ۱۹۸ باختیار نگشتم ز کوی دوست برون
  19. شمارهٔ ۱۹۹ ای غم سودای تو خلوت نشین جان من
  20. شمارهٔ ۲۰۰ یارب مه تابان من یا نور ربانی است این
  21. شمارهٔ ۲۰۱ روزی اگر گذار تو افتد بخاک من
  22. شمارهٔ ۲۰۲ ای در همه عالم پنهان تو و پیدا تو
  23. شمارهٔ ۲۰۳ جان خود قربان به تیغ جان‌ستانش می‌کنم
  24. شمارهٔ ۲۰۴ باز آتشی در جان من زد عشق شورانگیز تو
  25. شمارهٔ ۲۰۵ بیا در بزم عشق ای دل حریف درد جانان شو
  26. شمارهٔ ۲۰۶ بر جگر آبم نماند از آتش سودای او
  27. شمارهٔ ۲۰۷ پای خیال سست شد در طلب وصال تو
  28. شمارهٔ ۲۰۸ ای دل و جان عاشقان شیفته لقای تو
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ای که در ظاهر مظاهر آشکارا کرده ای
  30. شمارهٔ ۲۱۰ گفته ای الیوم اکملت لکم دین الهدی
  31. شمارهٔ ۲۱۱ ای وجودت مظهر اسمای حسنی آمده
  32. شمارهٔ ۲۱۲ ای ز ما و من شده فانی بهنگام شهود
  33. شمارهٔ ۲۱۳ دست بختم کوته است از دامن وصلت که هست
  34. شمارهٔ ۲۱۴ دیده متاع قلب مرا صد هزار عیب
  35. شمارهٔ ۲۱۵ ساقی بیار جامی زان باده شبانه
  36. شمارهٔ ۲۱۶ ای گنج سودای ترا کنج دلم ویرانه
  37. شمارهٔ ۲۱۷ دوش خوردم از شراب عشق او پیمانه‌ای
  38. شمارهٔ ۲۱۸ ای آنکه در دیار دلم خانه کرده ای
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای همچو جان سوی بدن ناگه بر ما آمده
  40. شمارهٔ ۲۲۰ گر ماه من بتابد از بام تا بخانه
  41. شمارهٔ ۲۲۱ باز این چه فتنه است که آغاز کرده ای
  42. شمارهٔ ۲۲۲ بازم ای دوست چرا از نظر انداخته ای
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ما را چو عهد خویش فراموش کرده‌ای
  44. شمارهٔ ۲۲۴ ای ز دردت عاشقان خسته درمان یافته
  45. شمارهٔ ۲۲۵ دلا از جان روان بگذر اگر جویای جانانی
  46. شمارهٔ ۲۲۶ دلا تا کی ز نادانی همه نقش جهان بینی
  47. شمارهٔ ۲۲۷ گر تو روی دل خود آینه سیما بینی
  48. شمارهٔ ۲۲۸ ای دل چه پای بسته بند علایقی
  49. شمارهٔ ۲۲۹ از دست شر نفس از آن روی ایمنی
  50. شمارهٔ ۲۳۰ ای که در اقلیم دل‌ها حاکم و سلطان توئی
  51. شمارهٔ ۲۳۱ گر عشق ازل بدرقه راه نبودی
  52. شمارهٔ ۲۳۲ فرخنده زمانی که تو دیدار نمائی
  53. شمارهٔ ۲۳۳ اگر تو عاشق حسنی چرا وابسته جانی
  54. شمارهٔ ۲۳۴ بشارت باد ای عاشق که یار آمد بمهمانی
  55. شمارهٔ ۲۳۵ بار دیگر فتنه ای در انس و جان انداختی
  56. شمارهٔ ۲۳۶ ای عشق منم از تو سرگشته و سودایی
  57. شمارهٔ ۲۳۷ چه حذر کنم ز مردن که توام بقای جانی
  58. شمارهٔ ۲۳۸ رخ خویش اگر نمائی دل عالمی ربائی
  59. شمارهٔ ۲۳۹ بیا ایکه جانرا مداوا توئی
  60. شمارهٔ ۲۴۰ دوش مرا رخ نمود دلبر روحانئی

متن اشعار به نقل از گنجور.