پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۰۵

بیا در بزم عشق ای دل حریف درد جانان شو

برافشان جان بروی یار و از سر تا قدم جان شو

اگر ذوق و صفا خواهی نثار دوست کن جانرا

وگر کیش وفاداری به تیر عشق قربان شو

چو شاه عشق با چوگان سوی میدان جان آمد

ببوی لذت زخمش برغبت گوی میدان شو

یکی دان و یکی بین شو ترا آخر که میگوید

که گاهی در پی این باش و گاهی طالب آن شو

اگر خواهی که ره یابی بخلوتخانه وحدت

ز انس انس دل بگسل چو جن از خلق پنهان شو

حسین از دامن مردی به چشم جان بکش گردی

سری بر پای مردان نه به خاک راه یکسان شو

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰۷پای خیال سست شد در طلب وصال تو
  2. شمارهٔ ۲۰۸ای دل و جان عاشقان شیفته لقای تو
  3. شمارهٔ ۲۰۹ای که در ظاهر مظاهر آشکارا کرده ای
  4. شمارهٔ ۲۱۰گفته ای الیوم اکملت لکم دین الهدی
  5. شمارهٔ ۲۱۱ای وجودت مظهر اسمای حسنی آمده
  6. شمارهٔ ۲۱۲ای ز ما و من شده فانی بهنگام شهود
  7. شمارهٔ ۲۱۳دست بختم کوته است از دامن وصلت که هست
  8. شمارهٔ ۲۱۴دیده متاع قلب مرا صد هزار عیب
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.