پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۱۰

گفته ای الیوم اکملت لکم دین الهدی

آن زمان کین رحمت مهداة اهدا کرده‌ای

تا ز مهر او تواند صبح صادق دم زدن

غرّه او را ز نور مهر غرّا کرده‌ای

تا بود شب آیتی از گیسوی مشکین او

طره‌های لیل را از وی مطرا کرده‌ای

تا نسیم جعد او همراه کرده نکهتی

زو همه آفاق را پر مشک سارا کرده‌ای

شمه‌ای را از نسیم گلستان خلق او

رشک انفاس روان‌بخش مسیحا کرده‌ای

آن ملاحت داده‌ای او را که از یک دیدنش

یوسفان شش جهت را چون زلیخا کرده‌ای

در بهار شرع از باغ ریاحین و خضر

صحن غبرا را چو سطح چرخ خضرا کرده‌ای

کوس سبحانی بنام آن شه گیتی زده

مهر منشور جلال او را منیرا کرده‌ای

در معارج از مدارج داده او را ارتقا

کم کسی را واقف از اسرار اسری کرده‌ای

گاه رمی او ز قول ما رمیت اذرمیت

بر رموز مخفی توحید احیا کرده‌ای

اصفیا را صف زدن فرموده بر درگاه او

عیش ارباب صفا زیشان مصفا کرده‌ای

بر زبان نطق مهر خامشی پس چون زنم

چون تو کشف سر عشق از من تقاضا کرده‌ای

کشور جان را گرفته از کف سلطان عقل

با سپاه عشق شورانگیز یغما کرده‌ای

خسروانه نکته شیرین به گوش جان من

خوانده و آفاق را پرشور و غوغا کرده‌ای

کرده غارت جملگی سرمایه عقل مرا

جان غم فرسود من آماج سودا کرده‌ای

ما ظلومیم و جهول از احتمال بار یار

گرچه رسواییم یارب نی تو رسوا کرده‌ای

کی پذیرد شأن ما پستی ز طعن قدسیان

قدر ما را چون ز کرمنا تو اعلا کرده‌ای

از حمال بار کی ترسیم چون تو از کرم

حمل ما را صد تلافی از حملنا کرده‌ای

از طریق لطف و احسان وارهان ما را ز ما

ایکه مجموع حجاب ما هم از ما کرده‌ای

غیر لااحصی چه گوید در ثنای تو حسین

زان که حمد خویشتن را هم تو احصا کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۲ای ز ما و من شده فانی بهنگام شهود
  2. شمارهٔ ۲۱۳دست بختم کوته است از دامن وصلت که هست
  3. شمارهٔ ۲۱۴دیده متاع قلب مرا صد هزار عیب
  4. شمارهٔ ۲۱۵ساقی بیار جامی زان باده شبانه
  5. شمارهٔ ۲۱۶ای گنج سودای ترا کنج دلم ویرانه
  6. شمارهٔ ۲۱۷دوش خوردم از شراب عشق او پیمانه‌ای
  7. شمارهٔ ۲۱۸ای آنکه در دیار دلم خانه کرده ای
  8. شمارهٔ ۲۱۹ای همچو جان سوی بدن ناگه بر ما آمده
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.