پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۱۹

ای همچو جان سوی بدن ناگه بر ما آمده

جانها فدای جان تو ای جان تنها آمده

اندر دیار جان من تا تو چه غارتها کنی

چون برده بودی عقل و دل وز بهر یغما آمده

ترکان کافرکیش تو پیوسته با تیر و کمان

کرده کمین دین و دل وز بهر یغما آمده

یعقوب جان در کنج تن دریافت بوی پیرهن

از خاک پایت چشم او زان روی بینا آمده

خیاط قدرت جامه ای کز بهر یوسف دوخته

بر قامت رعنای او بس چست و زیبا آمده

حال حسین خسته دل دانسته ای تو از کرم

بهر مداوای دلش همچون مسیحا آمده

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۱باز این چه فتنه است که آغاز کرده ای
  2. شمارهٔ ۲۲۲بازم ای دوست چرا از نظر انداخته ای
  3. شمارهٔ ۲۲۳ما را چو عهد خویش فراموش کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۲۲۴ای ز دردت عاشقان خسته درمان یافته
  5. شمارهٔ ۲۲۵دلا از جان روان بگذر اگر جویای جانانی
  6. شمارهٔ ۲۲۶دلا تا کی ز نادانی همه نقش جهان بینی
  7. شمارهٔ ۲۲۷گر تو روی دل خود آینه سیما بینی
  8. شمارهٔ ۲۲۸ای دل چه پای بسته بند علایقی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.