پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۲۳

ما را چو عهد خویش فراموش کرده‌ای

گویا حدیث مدعیان گوش کرده‌ای

بر روی زهره خط غلامی کشیده‌ای

چون تار طره زیب بناگوش کرده‌ای

تا قلب عاشقان شکند لشکر غمت

مه را ز مشک سوده زره‌پوش کرده‌ای

سجاده‌ها ز دوش فکندند زاهدان

زان شیوه‌های خوش که شب دوش کرده‌ای

ای ترک نیم مست که ما را به غمزه‌ای

مست و خراب و واله و مدهوش کرده‌ای

جانم فدای جان چنان ساقی‌ای که او

این باده‌ها که از خُم سر نوش کرده‌ای

ما دیگ دل بر آتش سوزان نهاده‌ایم

ای مدعی بگو تو چرا جوش کرده‌ای

از نامرادی من بیچاره فارغی

چون تو مراد خویش در آغوش کرده‌ای

تو طوطی حسین و شکر گفته حبیب

شکر چه حاصل است تو خاموش کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۵دلا از جان روان بگذر اگر جویای جانانی
  2. شمارهٔ ۲۲۶دلا تا کی ز نادانی همه نقش جهان بینی
  3. شمارهٔ ۲۲۷گر تو روی دل خود آینه سیما بینی
  4. شمارهٔ ۲۲۸ای دل چه پای بسته بند علایقی
  5. شمارهٔ ۲۲۹از دست شر نفس از آن روی ایمنی
  6. شمارهٔ ۲۳۰ای که در اقلیم دل‌ها حاکم و سلطان توئی
  7. شمارهٔ ۲۳۱گر عشق ازل بدرقه راه نبودی
  8. شمارهٔ ۲۳۲فرخنده زمانی که تو دیدار نمائی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.