پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۲۸

ای دل چه پای بسته بند علایقی

بگذر ز خلق اگر تو طلبکار خالقی

در نه قدم ببادیه شوق چون جمال

گر بر جمال کعبه مقصود عاشقی

اندر فضای گلشن جانست مسکنت

در تنگنای گلخن صورت چه لایقی

کی پای بر بساط حریم حرم نهی

تا تو نشسته بر سر دست و تمارقی

آثار تو چو مشعله روز روشن است

هر چند تیره حال چو شبهای عاشقی

شاهان نهاده رخ بسم اسب از شرف

تو از خری فتاده بصف در بیادقی

با هیچکس مواصلت اندر جهان مجوی

کز هر چه هست در همه عالم مفارقی

قطع علایق است کلید در بهشت

طوبی لک ار نه بسته بند علایقی

گوئی که مهر حضرت او رهبر من است

کو مهر اگر چو صبح در این قول صادقی

تا کی کنی طباح نجاح اندر این قفس

پر باز کن که بلبل باغ حدایقی

بگشای پرو بال و گذر کن ز هفت و نه

کز سه و چار و پنج و شش اندر مضایقی

وز دمنه شکوک مشام هوا تو بند

گر طالب شمیم ریاض حقایقی

کی پی سپر کنی درجات رفیع را

تا پای بند حل نجات دقایقی

گر تو عبادت از پی جنت همی کنی

عابد نه ای بفتوی عشاق فاسقی

گویند قدسیان بر تو طرقوا مدام

محبوس این محل و درود طوارقی

بیرون سپید و دل سیهی همچو آینه

یکرنگ و صاف گرد و رها کن منافقی

حوری روح چهره خود کی نمایدت

با دیو نفس تا تو برغبت موافقی

حسن عذار روح چو هرگز ندیده ای

زان بسته حکایت عذرا و وامقی

گر پیرو فرشته جان نیستی حسین

با دیو نفس خود نه همانا موافقی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۳۰ای که در اقلیم دل‌ها حاکم و سلطان توئی
  2. شمارهٔ ۲۳۱گر عشق ازل بدرقه راه نبودی
  3. شمارهٔ ۲۳۲فرخنده زمانی که تو دیدار نمائی
  4. شمارهٔ ۲۳۳اگر تو عاشق حسنی چرا وابسته جانی
  5. شمارهٔ ۲۳۴بشارت باد ای عاشق که یار آمد بمهمانی
  6. شمارهٔ ۲۳۵بار دیگر فتنه ای در انس و جان انداختی
  7. شمارهٔ ۲۳۶ای عشق منم از تو سرگشته و سودایی
  8. شمارهٔ ۲۳۷چه حذر کنم ز مردن که توام بقای جانی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.