پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۳۵

بار دیگر فتنه ای در انس و جان انداختی

چهره بنمودی و آتش در جهان انداختی

از برای خاکساران بر سر کوی طلب

فرش عزت بر فراز آسمان انداختی

عشق را سرمایه ای داده ز حسن دلبران

شورش و آشوب در کون و مکان انداختی

بوئی از گلزار لطف خویش بخشیدی بگل

غلغلی در بلبلان بوستان انداختی

تیغ بی باکی نهاده در کف سلطان عشق

رسم یغمای خرد در ملک جان انداختی

داده وحدت را ظهور اندر جلابیب صور

نام کثرت در میان این و آن انداختی

لب فرو بستم ز اسرارت ولی از جرعه ای

بیخودم کردی و آخر در زبان انداختی

حسن را با ناز پیوستی و در اهل نیاز

عشق و تقوی را جدائی در میان انداختی

از محبت شعله‌ای افروختی وز پرتوش

شعله در جان حسین ناتوان انداختی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۳۷چه حذر کنم ز مردن که توام بقای جانی
  2. شمارهٔ ۲۳۸رخ خویش اگر نمائی دل عالمی ربائی
  3. شمارهٔ ۲۳۹بیا ایکه جانرا مداوا توئی
  4. شمارهٔ ۲۴۰دوش مرا رخ نمود دلبر روحانئی
  5. شمارهٔ ۲۴۱روانی نقد جان درباز اگر سودای ما داری
  6. شمارهٔ ۲۴۲جانم بسوخت از غم و بی غم نمیکنی
  7. شمارهٔ ۲۴۳ای کاشکی غم تو نصیب دلم شدی
  8. شمارهٔ ۲۴۴هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.