پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۴۴

هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی

از بلبلان خسته برآید قیامتی

گر جان و دل بروی تو ایثار کردمی

باشد که نی کند دل و جانم غرامتی

ناصح ندیده چهره لیلی چرا کند

مجنون خسته را ز محبت ملامتی

عالم چو از تطاول زلف تو در هم است

حال مرا چگونه بود استقامتی

صد آبروی یابم اگر باشدم بحشر

از خاک آستان تو بر رخ علامتی

عمری که غافل از رخ خوبت گذاشتم

ضایع گذشت و هست بر آنم ندامتی

چشم حسین چشمه خونین روان کند

هر جا که بی حبیب نماید اقامتی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۶اگر شبی ز جمالت نقاب بگشائی
  2. شمارهٔ ۲۴۷تو که شاه ملک حسنی و سریر و جاه داری
  3. شمارهٔ ۲۴۸شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمایی
  4. شمارهٔ ۲۴۹نظر بحال دل خسته ام نمی فکنی
  5. شمارهٔ ۲۵۰من آن کسم که ندارم به جز گنه کاری
  6. شمارهٔ ۲۵۱ای سروناز رونق بستان ما توئی
  7. شمارهٔ ۲۵۲بسته ام دل بغم عشق پری رخساری
  8. شمارهٔ ۲۵۳بیا بیا و مترسان مرا ز جانبازی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.