پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۵۳

بیا بیا و مترسان مرا ز جانبازی

که هست پیش تو جانبازیم کمین بازی

کجا بچشم تو آید نیازمندی من

که نازنین جهانی و سربسر نازی

به پیش قد تو چون سرو پای در گل ماند

چگونه با تو کند دعوی سرافرازی

چو تیر راست شدم با تو ای کمان ابرو

مگر که گوشه چشمی بحالم اندازی

چگونه فاش شد اسرار عشقبازی من

اگر نه غمزه شوخ تو کرد غمازی

چه طالع است ندانم که جان من سوزی

ولی چو بخت بدین خسته دل نمی سازی

چو عود ز آتش عشق تو سوزم و سازم

چو چنگ اگر چه مرا در کنار بنوازی

مرا چو عیسی مریم نسیم جان بخشد

از آنکه با سر زلف تو کرد دمسازی

چنانکه در ره عشقت یگانه است حسین

تو نیز در همه عالم به حسن ممتازی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۵مرا تا کی ز هجرانت بسوزد جان به تنهایی
  2. شمارهٔ ۲۵۶گفتم دلا ببین که جفای که میکشی
  3. شمارهٔ ۲۵۷قد رعنا رخ زیبا لب شیرین داری
  4. شمارهٔ ۲۵۸حیف آیدم که چون تو نگار پریوشی
  5. شمارهٔ ۲۵۹ای در اقلیم معانی زده کوس شاهی
  6. شمارهٔ ۲۶۰آه که از ره کرم یار نکرد یارئی
  7. شمارهٔ ۲۶۱تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی
  8. شمارهٔ ۲۶۲دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.