پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۵۷

قد رعنا رخ زیبا لب شیرین داری

قصد غارتگری عقل و دل و دین داری

حسن صورت نشود جمع به لطف سیرت

نازنینا تو هم آن داری و هم این داری

جان من خسته بدان غمزه فتان کردی

دل من بسته در آن طره پُر چین داری

تو مسیحای همه خسته دلانی لیکن

کشتن عاشق سودا زده آئین داری

بر رخت قطره خوی یا به رخ گل ژاله است

یا که بر صفحه مه کوکب پروین داری

چاره درد من خسته شناسی لیکن

آنقدر هست که قصد من مسکین داری

همچو دلدار تو یاری به جهان نیست حسین

دیده بگشای تو هم چشم جهان‌بین داری

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۹ای در اقلیم معانی زده کوس شاهی
  2. شمارهٔ ۲۶۰آه که از ره کرم یار نکرد یارئی
  3. شمارهٔ ۲۶۱تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی
  4. شمارهٔ ۲۶۲دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی
  5. شمارهٔ ۲۶۳ای دوست سعی کن که بدست آوری دلی
  6. شمارهٔ ۲۶۴اگر بگوشه چشمی بسوی ما نگری
  7. شمارهٔ ۲۶۵جان و جهان فدایت ای آنکه به ز جانی
  8. شمارهٔ ۲۶۶راه اگر سوی خرابات مغان دریابی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.