پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۶۴

اگر بگوشه چشمی بسوی ما نگری

ز جمع گوشه نشینان هزار دل ببری

بهر کسی که نمائی جمال خود هیهات

دریغ جان من از حسن خویش بیخبری

بنوش لعل لب خویش راحت روحی

به نیش غمزه اگر چه جراحت جگری

منم که شاهی عالم بهیچ نشمارم

اگر مرا تو کمینه غلام خود شمری

ز خاک من بمشامت رسد شمیم وفا

پس از وفات اگر تو بتربتم گذری

من و توئیم یکی در مقام وحدت عشق

بصورت ارچه منم دیگر و تو هم دگری

اگر مراد طلب میکنی حسین از دوست

بآه نیم شبی ساز و گریه سحری

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۶راه اگر سوی خرابات مغان دریابی
  2. شمارهٔ ۲۶۷خجسته عید من آندم که چهره بگشائی
  3. شمارهٔ ۲۶۸خرم از درد توام زانرو که درمانم توئی
  4. شمارهٔ ۲۶۹هر دم ز پس پرده دل و دین بربائی
  5. شمارهٔ ۲۷۰ای سرو ناز رونق بستان عالمی
  6. شمارهٔ ۲۷۱گلی نازک ز گلزار معانی
  7. شمارهٔ ۲۷۲ای دل چه شد که خشک و تر غم بسوختی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.