پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۶۵

جان و جهان فدایت ای آنکه به ز جانی

ذوقی است جان سپردن چون جان تو می ستانی

مردن بداغ دردت عیش است بی نهایت

گشتن قتیل عشقت عمریست جاودانی

از حال مست این ره هشیار نیست آگه

ساقی بیار جامی زان باده ای که دانی

چون گریه دو چشمم غماز حال من شد

نشگفت اگر بماند راز دلم نهانی

بی همدمان یکدل از زندگی چه حاصل

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

گر دوست جوئی ای دل از خویش بی نشان شو

تا زو نشان بیابی در عین بی نشانی

ایمرغ سدره منزل بگشای بال و بر پر

زین خارزار صورت در گلشن معانی

یارب چه عیش باشد در گلشنی نشستن

کایمن بود بهارش از آفت خزانی

بر تخت ملک سرمد دارد حسین مسند

گر بگذرد چه نقصان زین خاکدان فانی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۷خجسته عید من آندم که چهره بگشائی
  2. شمارهٔ ۲۶۸خرم از درد توام زانرو که درمانم توئی
  3. شمارهٔ ۲۶۹هر دم ز پس پرده دل و دین بربائی
  4. شمارهٔ ۲۷۰ای سرو ناز رونق بستان عالمی
  5. شمارهٔ ۲۷۱گلی نازک ز گلزار معانی
  6. شمارهٔ ۲۷۲ای دل چه شد که خشک و تر غم بسوختی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.