پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۶۱

تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی

عاشقان را آتش اندر خانمان انداختی

ریخته در کام هستی جرعه ای از جام عشق

شور و غوغا در زمین و آسمان انداختی

تا شناسد مر ترا در هر لباسی چشم جان

خلعت درد طلب بر دوش جان انداختی

هر که از عشق جمالت فرش هستی دربراست

نطع اقبالش بملک جاودان انداختی

در هوایت عالمی چون ذره بر هم میزند

تا ز مهر آوازه در کون و مکان انداختی

بحر وحدت را تموج داده از بهر ظهور

در تلاطم زان رشاش بی کران انداختی

تا جمال وحدت از اغیار باشد مختفی

صورت امواج کثرت در میان انداختی

در معنی و کف صورت از این دریای ژرف

رقت جوشیدن هویدا و نهان انداختی

اصل وحدت از تموج کی شود زایل ولیک

هر زمان کوتاه بین را در گمان انداختی

کرده ترک عشق را سرلشگر خیل وجود

رسم عادت در اقالیم روان انداختی

سوختی در یکنفس خاشاک هستی حسین

ز آتش غیرت که در وی ناگهان انداختی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۳ای دوست سعی کن که بدست آوری دلی
  2. شمارهٔ ۲۶۴اگر بگوشه چشمی بسوی ما نگری
  3. شمارهٔ ۲۶۵جان و جهان فدایت ای آنکه به ز جانی
  4. شمارهٔ ۲۶۶راه اگر سوی خرابات مغان دریابی
  5. شمارهٔ ۲۶۷خجسته عید من آندم که چهره بگشائی
  6. شمارهٔ ۲۶۸خرم از درد توام زانرو که درمانم توئی
  7. شمارهٔ ۲۶۹هر دم ز پس پرده دل و دین بربائی
  8. شمارهٔ ۲۷۰ای سرو ناز رونق بستان عالمی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.