پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۵۸

حیف آیدم که چون تو نگار پریوشی

گردد ندیم و همنفس دیو ناخوشی

تا عالمی نسوزد از این آه آتشین

از خون دیده میزنم آبی بآتشی

عشاق را بقامت تو دل همی کشد

چون قد تو ندید کسی سرو دلکشی

سلطانیم نگر که همه شب بکوی تو

بالین ز خشت دارم و از خاک مفرشی

تا دیده دل بروی تو آنخال عنبرین

دارم بسان زلف تو حال مشوشی

من نیز بودم آدمی و عقل داشتم

دیوانه گشتم از غم چون تو پریوشی

در روز حشر مست برآید حسین اگر

نوشد ز لعل تو می صافی بیغشی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۰آه که از ره کرم یار نکرد یارئی
  2. شمارهٔ ۲۶۱تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی
  3. شمارهٔ ۲۶۲دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی
  4. شمارهٔ ۲۶۳ای دوست سعی کن که بدست آوری دلی
  5. شمارهٔ ۲۶۴اگر بگوشه چشمی بسوی ما نگری
  6. شمارهٔ ۲۶۵جان و جهان فدایت ای آنکه به ز جانی
  7. شمارهٔ ۲۶۶راه اگر سوی خرابات مغان دریابی
  8. شمارهٔ ۲۶۷خجسته عید من آندم که چهره بگشائی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.