پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۵۴

روزم چو شب تیره شد از درد جدائی

ای روشنی دیده غمدیده کجائی

حال من مجروح جگرخسته چه دانی

جانا چو نداری خبر از درد جدائی

گر بهر عیادت قدمی رنجه نکردی

باری چو بمیرم بسر تربتم آئی

از خسته دلان وه که چه فریاد برآید

ناگه تو اگر از در عشاق درآئی

آنرا که چو من صید غم عشق تو گردد

نی پای گریز است و نه امید رهائی

بی درد دلارام نمیگیردم آرام

ای درد دلارام توام عین دوائی

ما همچو حسین از غم تو چاره نداریم

تو چاره جان و دل بیچاره مائی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۶گفتم دلا ببین که جفای که میکشی
  2. شمارهٔ ۲۵۷قد رعنا رخ زیبا لب شیرین داری
  3. شمارهٔ ۲۵۸حیف آیدم که چون تو نگار پریوشی
  4. شمارهٔ ۲۵۹ای در اقلیم معانی زده کوس شاهی
  5. شمارهٔ ۲۶۰آه که از ره کرم یار نکرد یارئی
  6. شمارهٔ ۲۶۱تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی
  7. شمارهٔ ۲۶۲دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی
  8. شمارهٔ ۲۶۳ای دوست سعی کن که بدست آوری دلی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.