پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۴۲

جانم بسوخت از غم و بی غم نمیکنی

دانی جراحت دل و مرهم نمیکنی

گفتم کنی عیادت ما از سر کرم

مردیم و پای رنجه بماتم نمیکنی

ما از تو قانعیم بیک غمزه سالها

یارب چه موجبست که آن هم نمیکنی

جان مرا ز آتش حسرت بسوختی

جانا حذر ز آه دمادم نمیکنی

چون حسن خویش دمبدم افزون کنی جفا

وز ناز و عشوه یک سر مو کم نمیکنی

جان مرا که محرم اسرار کبریاست

اندر حریم وصل تو محرم نمیکنی

تا گفتمت که ای گل خندان به بینمت

چشم مرا ز گریه تو بی نم نمیکنی

عالم ز عشق تو همه در شورشند و تو

هیچ التفات جانب عالم نمیکنی

رفت آنکه از جفای تو فریاد کردمی

یا ذکر جور و یاد ز بیداد کردمی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۴هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی
  2. شمارهٔ ۲۴۵ایکاش در هوای تو من خاک گشتمی
  3. شمارهٔ ۲۴۶اگر شبی ز جمالت نقاب بگشائی
  4. شمارهٔ ۲۴۷تو که شاه ملک حسنی و سریر و جاه داری
  5. شمارهٔ ۲۴۸شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمایی
  6. شمارهٔ ۲۴۹نظر بحال دل خسته ام نمی فکنی
  7. شمارهٔ ۲۵۰من آن کسم که ندارم به جز گنه کاری
  8. شمارهٔ ۲۵۱ای سروناز رونق بستان ما توئی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.