پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۳۸

رخ خویش اگر نمائی دل عالمی ربائی

دو جهان بهم برآید ز نقاب اگر برآئی

ز مشارق هویت چو بتابد آفتابت

ز ظلال اثر نماند ز کمال روشنائی

هله ای شه مجرد بنمای طلعت خود

نه توئی بهل نه اوئی نه منی بمان نه مائی

غم خویش با که گویم بکدام راه پویم

خبر تو از که جویم تو که در صفت نیائی

بجمال لایزالت بکمال بیزوالت

بگداز هستی ما که نماند این جدائی

دل و دین چو میربائی ز پس هزار پرده

چه قیامتی که باشد چو نقاب برگشائی

چو بنزد تست روشن که بحسن بی نظیری

عجب ار جمال خود را بکسی دگر نمائی

چو خلیل عشق اوئی مگریز ز آتش دل

که گل و سمن بروید چو بآتش اندرآئی

تو سبوی پر ز آبی بکنار بحر وحدت

اگرت سبو شکسته تو شکسته دل چرائی

ز لباس هستی خود چو حسین شو مجرد

پس از آن درآ بدریا که تو مرد آشنائی

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۰دوش مرا رخ نمود دلبر روحانئی
  2. شمارهٔ ۲۴۱روانی نقد جان درباز اگر سودای ما داری
  3. شمارهٔ ۲۴۲جانم بسوخت از غم و بی غم نمیکنی
  4. شمارهٔ ۲۴۳ای کاشکی غم تو نصیب دلم شدی
  5. شمارهٔ ۲۴۴هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی
  6. شمارهٔ ۲۴۵ایکاش در هوای تو من خاک گشتمی
  7. شمارهٔ ۲۴۶اگر شبی ز جمالت نقاب بگشائی
  8. شمارهٔ ۲۴۷تو که شاه ملک حسنی و سریر و جاه داری
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.