پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۲۲

بازم ای دوست چرا از نظر انداخته ای

با حسودان من دلشده پرداخته ای

چه شد آن ترک جفاکیش کمان ابرو باز

که دلم را سپر تیر بلا ساخته

با حسودان بداندیش چه ورزی یاری

قدر یاران نکوکیش چه نشناخته ای

شرط یاری و وفاداریت این بود مگر

که بقصد دل من تیغ جفا آخته ای

پرده در باز غم عشق ز من قلب روان

لیکن ای دوست چه حاصل که وفا باخته ای

من نگویم که گرفتار کمند تو کم اند

لیک مثل چو من خسته کم انداخته ای

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۴ای ز دردت عاشقان خسته درمان یافته
  2. شمارهٔ ۲۲۵دلا از جان روان بگذر اگر جویای جانانی
  3. شمارهٔ ۲۲۶دلا تا کی ز نادانی همه نقش جهان بینی
  4. شمارهٔ ۲۲۷گر تو روی دل خود آینه سیما بینی
  5. شمارهٔ ۲۲۸ای دل چه پای بسته بند علایقی
  6. شمارهٔ ۲۲۹از دست شر نفس از آن روی ایمنی
  7. شمارهٔ ۲۳۰ای که در اقلیم دل‌ها حاکم و سلطان توئی
  8. شمارهٔ ۲۳۱گر عشق ازل بدرقه راه نبودی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.