پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۲۱

باز این چه فتنه است که آغاز کرده ای

با عاشقان خویش مگر راز کرده ای

با جغد و با عقاب چرا همنفس شدی

از آشیان قدس چو پرواز کرده ای

مرغ دلم ز قید هوا رسته بود لیک

صیدش تو شاهباز چو شهباز کرده ای

چشم کسی ندید چنین فتنه ها که تو

با چشم شوخ و غمزه غماز کرده ای

بر رخ کشیده پرده مه و مهر از حیا

هر دم که پرده از رخ خود باز کرده ای

آوازه جمال تو بگرفت شرق و غرب

وانگاه صید خلق بآواز کرده ای

جان حسینی و دل عشاق برده ای

تا در حصار نغمه شهناز کرده ای

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۳ما را چو عهد خویش فراموش کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۲۲۴ای ز دردت عاشقان خسته درمان یافته
  3. شمارهٔ ۲۲۵دلا از جان روان بگذر اگر جویای جانانی
  4. شمارهٔ ۲۲۶دلا تا کی ز نادانی همه نقش جهان بینی
  5. شمارهٔ ۲۲۷گر تو روی دل خود آینه سیما بینی
  6. شمارهٔ ۲۲۸ای دل چه پای بسته بند علایقی
  7. شمارهٔ ۲۲۹از دست شر نفس از آن روی ایمنی
  8. شمارهٔ ۲۳۰ای که در اقلیم دل‌ها حاکم و سلطان توئی
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.