پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۰۷

پای خیال سست شد در طلب وصال تو

کاش بخواب دیدمی یکنفسی خیال تو

آه که کی سپردمی راه بکوی کبریا

گر نشدی دلیل من پرتوی از جمال تو

هر که ز روی مسکنت خاک ره طلب نشد

محرم راز کی شود در حرم جلال تو

بلبل جان گسسته دم بی گل سوری رخت

طوطی طبع بسته لب بی شکر مقال تو

از لب روح بخش تو آب زلال میچکد

بو که بکام دل چشم چاشنی زلال تو

دام شکار جان من سلسله های طره ات

دانه طایر دلم نقش خیال خال تو

چند ز گفتگو حسین هان رخ است و جان و سر

حال بجو که هرزه است این همه قیل و قال تو

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰۹ای که در ظاهر مظاهر آشکارا کرده ای
  2. شمارهٔ ۲۱۰گفته ای الیوم اکملت لکم دین الهدی
  3. شمارهٔ ۲۱۱ای وجودت مظهر اسمای حسنی آمده
  4. شمارهٔ ۲۱۲ای ز ما و من شده فانی بهنگام شهود
  5. شمارهٔ ۲۱۳دست بختم کوته است از دامن وصلت که هست
  6. شمارهٔ ۲۱۴دیده متاع قلب مرا صد هزار عیب
  7. شمارهٔ ۲۱۵ساقی بیار جامی زان باده شبانه
  8. شمارهٔ ۲۱۶ای گنج سودای ترا کنج دلم ویرانه
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.