پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۰۳

جان خود قربان به تیغ جان‌ستانش می‌کنم

تا بدین حیلت ببندم خویش بر فتراک او

هر کجا عشقش کشد حاشا که از وی سرکشم

عشق او سیلی است خون آشام و من خاشاک او

خواست عقل کل که داند از کمالش نیم جزو

گشت از این ادراک عاجز فکرت دراک او

گرچه کنجی نیست خالی از فروغ آفتاب

چشم خفاشی ندارد طاقت ادراک او

تا شوم در پیش جانان سرخ رو خواهم مدام

تا بریزد خون جانم غمزه بی باک او

جامه عشقش چو گیرم جامه جان را چه قدر

تا نیندیشم من آشفته دل از چاک او

باک کی دارد ز کشتن در ره عشقش حسین

نیست جز مردن مراد عاشقان پاک او

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰۵بیا در بزم عشق ای دل حریف درد جانان شو
  2. شمارهٔ ۲۰۶بر جگر آبم نماند از آتش سودای او
  3. شمارهٔ ۲۰۷پای خیال سست شد در طلب وصال تو
  4. شمارهٔ ۲۰۸ای دل و جان عاشقان شیفته لقای تو
  5. شمارهٔ ۲۰۹ای که در ظاهر مظاهر آشکارا کرده ای
  6. شمارهٔ ۲۱۰گفته ای الیوم اکملت لکم دین الهدی
  7. شمارهٔ ۲۱۱ای وجودت مظهر اسمای حسنی آمده
  8. شمارهٔ ۲۱۲ای ز ما و من شده فانی بهنگام شهود
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.