پرش به محتوای اصلی
انوری

انوری

رباعیات

۴۴۴ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۱ باد سحری گذر به کویت دارد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۲ گر دوست مرا به کام دشمن دارد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۳ بیننده که چشم عاقبت‌بین دارد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۴ نه دل ز وصال تو نشانی دارد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۵ دل گرچه غمت ز جان نهان می‌دارد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۶ شب رایت مشک رنگ بر کیوان برد
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۷ با آنکه غم عشق تو از من جان برد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۸ دل در غم تو گر به مثل جان نبرد
  9. رباعی شمارهٔ ۱۲۹ موری که به چاه شست بازی گذرد
  10. رباعی شمارهٔ ۱۳۰ آن کو به من سوخته خرمن نگرد
  11. رباعی شمارهٔ ۱۳۱ سی سال درخت بخت من بار آورد
  12. رباعی شمارهٔ ۱۳۲ در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳۳ روی تو که شمع لاله زو درگیرد
  14. رباعی شمارهٔ ۱۳۴ گر دست غم تو دامن من گیرد
  15. رباعی شمارهٔ ۱۳۵ روی تو به دلبری جهان می‌گیرد
  16. رباعی شمارهٔ ۱۳۶ رایت که جهان به پشت پای اندازد
  17. رباعی شمارهٔ ۱۳۷ خاک قدم تو تاج خورشید ارزد
  18. رباعی شمارهٔ ۱۳۸ جانا غم تو به هر عطایی ارزد
  19. رباعی شمارهٔ ۱۳۹ رای تو که صلح روز ملک انگیزد
  20. رباعی شمارهٔ ۱۴۰ روزی که خرد سرشک رنگین ریزد
  21. رباعی شمارهٔ ۱۴۱ تشریف هوای تو به هر جان نرسد
  22. رباعی شمارهٔ ۱۴۲ نه مشکل روزگار حل خواهد شد
  23. رباعی شمارهٔ ۱۴۳ از عشق تو درجهان سمر خواهم شد
  24. رباعی شمارهٔ ۱۴۴ رای تو به هیچ رای خرسند نشد
  25. رباعی شمارهٔ ۱۴۵ آخر دل من به وصل پیروز نشد
  26. رباعی شمارهٔ ۱۴۶ عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد
  27. رباعی شمارهٔ ۱۴۷ با آنکه زمانه جز بدی نسگالد
  28. رباعی شمارهٔ ۱۴۸ زلف تو به فتنه باز بیرون آمد
  29. رباعی شمارهٔ ۱۴۹ رخسار تو چون سوسن آزاد آمد
  30. رباعی شمارهٔ ۱۵۰ تا رای تو از قدح به شمشیر آمد
  31. رباعی شمارهٔ ۱۵۱ آنی که کفت ضامن ارزاق آمد
  32. رباعی شمارهٔ ۱۵۲ رنجی که مرا ز هجر آن ماه آمد
  33. رباعی شمارهٔ ۱۵۳ چون سایه دویدم از پسش روزی چند
  34. رباعی شمارهٔ ۱۵۴ ای دل چه کنی به عشوه خود را خرسند
  35. رباعی شمارهٔ ۱۵۵ پست افکندم غم تو ای سرو بلند
  36. رباعی شمارهٔ ۱۵۶ آن روز که جان نامهٔ عشق تو بخواند
  37. رباعی شمارهٔ ۱۵۷ خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند
  38. رباعی شمارهٔ ۱۵۸ ای دل ز هزار دیده خون می‌راند
  39. رباعی شمارهٔ ۱۵۹ با آنکه همه کار جهان او راند
  40. رباعی شمارهٔ ۱۶۰ چندان که مرا دلبر من رنجاند
  41. رباعی شمارهٔ ۱۶۱ یکباره مرا بلایت از پای نشاند
  42. رباعی شمارهٔ ۱۶۲ ای دیده دل آیت بلا می‌خواند
  43. رباعی شمارهٔ ۱۶۳ چون روز علم زد به حسامت ماند
  44. رباعی شمارهٔ ۱۶۴ هم ابر به دست درفشانت ماند
  45. رباعی شمارهٔ ۱۶۵ خورشید به روشنی رایت ماند
  46. رباعی شمارهٔ ۱۶۶ با روی تو از عافیت افسانه بماند
  47. رباعی شمارهٔ ۱۶۷ مسعود سعادت جهان بود نماند
  48. رباعی شمارهٔ ۱۶۸ ما را به جز از نیاز هیچ چیز نماند
  49. رباعی شمارهٔ ۱۶۹ تا طارم نه سپهر آراسته‌اند
  50. رباعی شمارهٔ ۱۷۰ چشم و دل من که هرچه گویم هستند
  51. رباعی شمارهٔ ۱۷۱ یاران به جهان چشم چو گل بگشادند
  52. رباعی شمارهٔ ۱۷۲ زان پس که دل و دیده بر من سپرند
  53. رباعی شمارهٔ ۱۷۳ بس دور که چرخ و اختران بگذراند
  54. رباعی شمارهٔ ۱۷۴ در بزمگهی که مطربی کوس کند
  55. رباعی شمارهٔ ۱۷۵ زلف تو مصاف عنبر تر شکند
  56. رباعی شمارهٔ ۱۷۶ دلدار دل مرا ز من باز افکند
  57. رباعی شمارهٔ ۱۷۷ دلبر چو ز من قوت روان باز افکند
  58. رباعی شمارهٔ ۱۷۸ خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
  59. رباعی شمارهٔ ۱۷۹ گردون به خیال سیر نانت نکند
  60. رباعی شمارهٔ ۱۸۰ شادم به تو گر فلک حزینم نکند

متن اشعار به نقل از گنجور.