پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶۱

یکباره مرا بلایت از پای نشاند

بر یک یک مویم آب رنجوری ماند

چون سیم و زرم بر آتش تیز گداخت

وان سیم و زری که بود بر خاک فشاند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۳چون روز علم زد به حسامت ماند
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۴هم ابر به دست درفشانت ماند
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۵خورشید به روشنی رایت ماند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۶با روی تو از عافیت افسانه بماند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۷مسعود سعادت جهان بود نماند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۸ما را به جز از نیاز هیچ چیز نماند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۹تا طارم نه سپهر آراسته‌اند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۰چشم و دل من که هرچه گویم هستند
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.