پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۷۰

چشم و دل من که هرچه گویم هستند

در خصمی من به مشورت بنشستند

اول پایم بر درغم بشکستند

واخر دستم ز بی غمی بر بستند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۷۲زان پس که دل و دیده بر من سپرند
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷۳بس دور که چرخ و اختران بگذراند
  3. رباعی شمارهٔ ۱۷۴در بزمگهی که مطربی کوس کند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۷۵زلف تو مصاف عنبر تر شکند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۷۶دلدار دل مرا ز من باز افکند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷۷دلبر چو ز من قوت روان باز افکند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۸خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۹گردون به خیال سیر نانت نکند
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.