پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۷۱

یاران به جهان چشم چو گل بگشادند

هر یک دو سه روز رنگ و بویی دادند

چون راست که بر بهار دل بنهادند

ازبار یگان یگان فرو افتادند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۷۳بس دور که چرخ و اختران بگذراند
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷۴در بزمگهی که مطربی کوس کند
  3. رباعی شمارهٔ ۱۷۵زلف تو مصاف عنبر تر شکند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۷۶دلدار دل مرا ز من باز افکند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۷۷دلبر چو ز من قوت روان باز افکند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷۸خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۹گردون به خیال سیر نانت نکند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۸۰شادم به تو گر فلک حزینم نکند
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.