پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۷

خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند

ننشست که تا به روز هجرم ننشاند

گویی که اگر چنین بمانی چه کنم

دل ماتم جان نداشت دیگر چه بماند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۹با آنکه همه کار جهان او راند
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۰چندان که مرا دلبر من رنجاند
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۱یکباره مرا بلایت از پای نشاند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۲ای دیده دل آیت بلا می‌خواند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۳چون روز علم زد به حسامت ماند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۴هم ابر به دست درفشانت ماند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۵خورشید به روشنی رایت ماند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۶۶با روی تو از عافیت افسانه بماند
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.