پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۸

ای دل ز هزار دیده خون می‌راند

عشقی که ترا سلسله می‌جنباند

خوش خوش به دعای شب میفکن کارت

بنشین که به روز محنتت بنشاند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۰چندان که مرا دلبر من رنجاند
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۱یکباره مرا بلایت از پای نشاند
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۲ای دیده دل آیت بلا می‌خواند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۳چون روز علم زد به حسامت ماند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۴هم ابر به دست درفشانت ماند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۵خورشید به روشنی رایت ماند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۶با روی تو از عافیت افسانه بماند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۶۷مسعود سعادت جهان بود نماند
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.