پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۹

رخسار تو چون سوسن آزاد آمد

زلفین تو چون دستهٔ شمشاد آمد

برچنگ تو گویی که ز بیداد آمد

کز دست تو همچو من به فریاد آمد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۱آنی که کفت ضامن ارزاق آمد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۲رنجی که مرا ز هجر آن ماه آمد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۳چون سایه دویدم از پسش روزی چند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۴ای دل چه کنی به عشوه خود را خرسند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۵پست افکندم غم تو ای سرو بلند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۶آن روز که جان نامهٔ عشق تو بخواند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۷خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۸ای دل ز هزار دیده خون می‌راند
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.