پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

رباعیات

۴۲۱ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۱ هجر تو خوشست اگر چه زارم دارد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۲ از روی تو دیده‌ها جمالی دارد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۳ با هجر تو بنده دل خمین می‌دارد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۴ ای صورت تو سکون دلها چو خرد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۵ گه جفت صلاح باشم و یار خرد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۶ من چون تو نیابم تو چو من یابی صد
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۷ روزی که بود دلت ز جانان پر درد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۸ گر خاک شوم چو باد بر من گذرد
  9. رباعی شمارهٔ ۱۲۹ بر رهگذر دوست کمین خواهم کرد
  10. رباعی شمارهٔ ۱۳۰ از دور مرا بدید لب خندان کرد
  11. رباعی شمارهٔ ۱۳۱ سودای توام بی‌سر و بی‌سامان کرد
  12. رباعی شمارهٔ ۱۳۲ روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳۳ چون چهرهٔ تو ز گریه باشد پر درد
  14. رباعی شمارهٔ ۱۳۴ گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد
  15. رباعی شمارهٔ ۱۳۵ منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد
  16. رباعی شمارهٔ ۱۳۶ رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
  17. رباعی شمارهٔ ۱۳۷ آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
  18. رباعی شمارهٔ ۱۳۸ بس دل که غم سود و زیان تو خورد
  19. رباعی شمارهٔ ۱۳۹ هر کو به جهان راه قلندر گیرد
  20. رباعی شمارهٔ ۱۴۰ چون پوست کشد کارد به دندان گیرد
  21. رباعی شمارهٔ ۱۴۱ این اسب قلندری نه هر کس تازد
  22. رباعی شمارهٔ ۱۴۲ گبری که گرسنه شد به نانی ارزد
  23. رباعی شمارهٔ ۱۴۳ بادی که ز کوی آن نگارین خیزد
  24. رباعی شمارهٔ ۱۴۴ ای آنکه برت مردم بد، دد باشد
  25. رباعی شمارهٔ ۱۴۵ دشنام که از لب تو مهوش باشد
  26. رباعی شمارهٔ ۱۴۶ تو شیردلی شکار تو دل باشد
  27. رباعی شمارهٔ ۱۴۷ این ضامن صبر من خجل خواهد شد
  28. رباعی شمارهٔ ۱۴۸ در راه قلندری زیان سود تو شد
  29. رباعی شمارهٔ ۱۴۹ بالای بتان چاکر بالای تو شد
  30. رباعی شمارهٔ ۱۵۰ از فقر نشان نگر که در عود آمد
  31. رباعی شمارهٔ ۱۵۱ در هجر توام قوت یک آه نماند
  32. رباعی شمارهٔ ۱۵۲ نارفته به کوی صدق در گامی چند
  33. رباعی شمارهٔ ۱۵۳ نقاش که بر نقش تو پرگار افگند
  34. رباعی شمارهٔ ۱۵۴ مرغان که خروش بی‌نهایت کردند
  35. رباعی شمارهٔ ۱۵۵ ای گل نه به سیم اگر به جانت بخرند
  36. رباعی شمارهٔ ۱۵۶ این بی‌ریشان که سغبهٔ سیم و زرند
  37. رباعی شمارهٔ ۱۵۷ سیمرغ نه‌ای که بی تو نام تو برند
  38. رباعی شمارهٔ ۱۵۸ سادات به یک بار همه مهجورند
  39. رباعی شمارهٔ ۱۵۹ با یاد تو جام زهر چون نوش کشند
  40. رباعی شمارهٔ ۱۶۰ تا عشق قد تو همچو چنبر نکند
  41. رباعی شمارهٔ ۱۶۱ عشق تو کرای شادی و غم نکند
  42. رباعی شمارهٔ ۱۶۲ بسیار مگو دلا که سودی نکند
  43. رباعی شمارهٔ ۱۶۳ یک دم سر زلف خویش پر خم نکند
  44. رباعی شمارهٔ ۱۶۴ عشاق اگر دو کون پیش تو نهند
  45. رباعی شمارهٔ ۱۶۵ عشق و غم تو اگر چه بی‌دادانند
  46. رباعی شمارهٔ ۱۶۶ آنها که اسیر عشق دلدارانند
  47. رباعی شمارهٔ ۱۶۷ آنها که درین حدیث آویخته‌اند
  48. رباعی شمارهٔ ۱۶۸ دیده ز فراق تو زیان می‌بیند
  49. رباعی شمارهٔ ۱۶۹ آن روز که مهر کار گردون زده‌اند
  50. رباعی شمارهٔ ۱۷۰ تا در طلب مات همی کام بود
  51. رباعی شمارهٔ ۱۷۱ آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
  52. رباعی شمارهٔ ۱۷۲ هر بوده که او ز اصل نابود بود
  53. رباعی شمارهٔ ۱۷۳ دل بندهٔ عاشقی تن آزاد چه سود
  54. رباعی شمارهٔ ۱۷۴ زن، زن ز وفا شود ز زیور نشود
  55. رباعی شمارهٔ ۱۷۵ ترسم که دل از وصل تو خرم نشود
  56. رباعی شمارهٔ ۱۷۶ یک روز دلت به مهر ما نگراید
  57. رباعی شمارهٔ ۱۷۷ آنی که فدای تو روان می‌باید
  58. رباعی شمارهٔ ۱۷۸ گاهی فلکم گریستن فرماید
  59. رباعی شمارهٔ ۱۷۹ روزی که بتم ز فوطه رخ بنماید
  60. رباعی شمارهٔ ۱۸۰ مردی که به راه عشق جان فرساید

متن اشعار به نقل از گنجور.