پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۷۸

گاهی فلکم گریستن فرماید

ناخفته دو چشم را عنا فرماید

گاهیم به درد خنده لب بگشاید

گوید ز بدی خنده نیاید آید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۰مردی که به راه عشق جان فرساید
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۱آن باید آن که مرد عاشق آید
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸۲آن عنبر نیم تاب در هم نگرید
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸۳دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸۴اکنون که سیاهی ای دل چون خورشید
  6. رباعی شمارهٔ ۱۸۵ای دیدن تو راحت جانم جاوید
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸۶ای خورشیدی که نورت از روی امید
  8. رباعی شمارهٔ ۱۸۷یک ذره نسیم خاک پایت بوزید
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.