پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۱

آن باید آن که مرد عاشق آید

تا عشق هنرهای خودش بنماید

شاهنشه عشق روی اگر بنماید

با او همه غوغای جهان برناید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۳دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۴اکنون که سیاهی ای دل چون خورشید
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸۵ای دیدن تو راحت جانم جاوید
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸۶ای خورشیدی که نورت از روی امید
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸۷یک ذره نسیم خاک پایت بوزید
  6. رباعی شمارهٔ ۱۸۸گویی که من از بلعجبی دارم عار
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸۹چون از اجل تو دید بر لوح آثار
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹۰نازان و گرازان به وثاق آمد یار
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.