پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۶

ای خورشیدی که نورت از روی امید

گفتم که به صدر ما نماند جاوید

ناگه به چه از باد اجل سرد شدی

گر سرد نگردد این نگارین خورشید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۸گویی که من از بلعجبی دارم عار
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۹چون از اجل تو دید بر لوح آثار
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹۰نازان و گرازان به وثاق آمد یار
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹۱از غایت بی‌تکلفی ما در هر کار
  5. رباعی شمارهٔ ۱۹۲نه چرخ به کام ما بگردد یک بار
  6. رباعی شمارهٔ ۱۹۳بخت و دل من ز من برآورد دمار
  7. رباعی شمارهٔ ۱۹۴ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمر
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹۵ای روی تو رخشنده‌تر از قبلهٔ گبر
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.