پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۷

روزی که بود دلت ز جانان پر درد

شکرانه هزار جان فدا باید کرد

اندر سر کوی عاشقی ای سره مرد

بی شکر قفای نیکوان نتوان خورد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۹بر رهگذر دوست کمین خواهم کرد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۰از دور مرا بدید لب خندان کرد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۳۱سودای توام بی‌سر و بی‌سامان کرد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۳۲روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۳۳چون چهرهٔ تو ز گریه باشد پر درد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۳۴گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد
  7. رباعی شمارهٔ ۱۳۵منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۳۶رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.