پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۱

سودای توام بی‌سر و بی‌سامان کرد

عشق تو مرا زندهٔ جاویدان کرد

لطف و کرمت جسم مرا چون جان کرد

در خاک عمل بهتر ازین نتوان کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۳۳چون چهرهٔ تو ز گریه باشد پر درد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۴گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۳۵منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۳۶رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۳۷آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۳۸بس دل که غم سود و زیان تو خورد
  7. رباعی شمارهٔ ۱۳۹هر کو به جهان راه قلندر گیرد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۰چون پوست کشد کارد به دندان گیرد
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.