پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۴

گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد

تا خصم من از جان تو برنارد گرد

گفتم که نبایدت غم جانم خورد

در کوی تو کشته به که از روی تو فرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۳۶رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۷آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۳۸بس دل که غم سود و زیان تو خورد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۳۹هر کو به جهان راه قلندر گیرد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۰چون پوست کشد کارد به دندان گیرد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۱این اسب قلندری نه هر کس تازد
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۲گبری که گرسنه شد به نانی ارزد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۳بادی که ز کوی آن نگارین خیزد
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.