پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۱

این اسب قلندری نه هر کس تازد

وین مهرهٔ نیستی نه هر کس بازد

مردی باید که جان برون اندازد

چون جان بشود عشق ترا جان سازد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۳بادی که ز کوی آن نگارین خیزد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۴ای آنکه برت مردم بد، دد باشد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۵دشنام که از لب تو مهوش باشد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۶تو شیردلی شکار تو دل باشد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۷این ضامن صبر من خجل خواهد شد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۸در راه قلندری زیان سود تو شد
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۹بالای بتان چاکر بالای تو شد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۰از فقر نشان نگر که در عود آمد
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.