پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۵

دشنام که از لب تو مهوش باشد

دری شمرم کش اصل از آتش باشد

نشگفت که دشنام تو دلکش باشد

کان باد که بر گل گذرد خوش باشد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۷این ضامن صبر من خجل خواهد شد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۸در راه قلندری زیان سود تو شد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۹بالای بتان چاکر بالای تو شد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۰از فقر نشان نگر که در عود آمد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۱در هجر توام قوت یک آه نماند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۲نارفته به کوی صدق در گامی چند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۳نقاش که بر نقش تو پرگار افگند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۴مرغان که خروش بی‌نهایت کردند
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.