پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۸

در راه قلندری زیان سود تو شد

زهد و ورع و سجاده مردود تو شد

دشنام سرود و رود مقصود تو شد

بپرست پیاله را که معبود تو شد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۰از فقر نشان نگر که در عود آمد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۱در هجر توام قوت یک آه نماند
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۲نارفته به کوی صدق در گامی چند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۳نقاش که بر نقش تو پرگار افگند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۴مرغان که خروش بی‌نهایت کردند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۵ای گل نه به سیم اگر به جانت بخرند
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۶این بی‌ریشان که سغبهٔ سیم و زرند
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۷سیمرغ نه‌ای که بی تو نام تو برند
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.