پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

رباعیات

۴۲۱ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۱ آن باید آن که مرد عاشق آید
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۲ آن عنبر نیم تاب در هم نگرید
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸۳ دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸۴ اکنون که سیاهی ای دل چون خورشید
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸۵ ای دیدن تو راحت جانم جاوید
  6. رباعی شمارهٔ ۱۸۶ ای خورشیدی که نورت از روی امید
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸۷ یک ذره نسیم خاک پایت بوزید
  8. رباعی شمارهٔ ۱۸۸ گویی که من از بلعجبی دارم عار
  9. رباعی شمارهٔ ۱۸۹ چون از اجل تو دید بر لوح آثار
  10. رباعی شمارهٔ ۱۹۰ نازان و گرازان به وثاق آمد یار
  11. رباعی شمارهٔ ۱۹۱ از غایت بی‌تکلفی ما در هر کار
  12. رباعی شمارهٔ ۱۹۲ نه چرخ به کام ما بگردد یک بار
  13. رباعی شمارهٔ ۱۹۳ بخت و دل من ز من برآورد دمار
  14. رباعی شمارهٔ ۱۹۴ ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمر
  15. رباعی شمارهٔ ۱۹۵ ای روی تو رخشنده‌تر از قبلهٔ گبر
  16. رباعی شمارهٔ ۱۹۶ آن کس که چو او نبود در دهر دگر
  17. رباعی شمارهٔ ۱۹۷ بازی بنگر عشق چه کردست آغاز
  18. رباعی شمارهٔ ۱۹۸ هرگز دل من به آشکارا و به راز
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹۹ اول تو حدیث عشق کردی آغاز
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰۰ از عشق تو ای صنم به شبهای دراز
  21. رباعی شمارهٔ ۲۰۱ خوشخو شده بود آن صنم قاعده‌ساز
  22. رباعی شمارهٔ ۲۰۲ نادیده ترا چو راه را کردم باز
  23. رباعی شمارهٔ ۲۰۳ خواهی که ترا روی دهد صرف نیاز
  24. رباعی شمارهٔ ۲۰۴ عقلی که همیشه با روانی دمساز
  25. رباعی شمارهٔ ۲۰۵ شب گشت ز هجران دل فروزم روز
  26. رباعی شمارهٔ ۲۰۶ ای گلبن نابسوده او باش هنوز
  27. رباعی شمارهٔ ۲۰۷ آسیمه سران بی‌نواییم هنوز
  28. رباعی شمارهٔ ۲۰۸ بر چرخ نهاده پای بستیم هنوز
  29. رباعی شمارهٔ ۲۰۹ ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز
  30. رباعی شمارهٔ ۲۱۰ درد دلم از طبیب بیهوده مپرس
  31. رباعی شمارهٔ ۲۱۱ ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس
  32. رباعی شمارهٔ ۲۱۲ خواندیم گرسنه ما ز دل یار هوس
  33. رباعی شمارهٔ ۲۱۳ ای چون هستی برده دل من به هوس
  34. رباعی شمارهٔ ۲۱۴ ای من به تو زنده همچو مردم به نفس
  35. رباعی شمارهٔ ۲۱۵ اندر طلبت هزار دل کرد هوس
  36. رباعی شمارهٔ ۲۱۶ شمعی که چو پروانه بود نزد تو کس
  37. رباعی شمارهٔ ۲۱۷ بادی که بیاوری به ما جان چو نفس
  38. رباعی شمارهٔ ۲۱۸ ای تن وطن بلای آن دلکش باش
  39. رباعی شمارهٔ ۲۱۹ ای گشته دل و جان من از عشق تو لاش
  40. رباعی شمارهٔ ۲۲۰ با من ز دریچه‌ای مشبک دلکش
  41. رباعی شمارهٔ ۲۲۱ ای عارض گل پوش سمن پاش تو خوش
  42. رباعی شمارهٔ ۲۲۲ بر طرف قمر نهاده مشک و شکرش
  43. رباعی شمارهٔ ۲۲۳ چون نزد رهی درآیی ای دلبر کش
  44. رباعی شمارهٔ ۲۲۴ نی آب دو چشم داری ای حورافش
  45. رباعی شمارهٔ ۲۲۵ با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش
  46. رباعی شمارهٔ ۲۲۶ می بر کف گیر و هر دو عالم بفروش
  47. رباعی شمارهٔ ۲۲۷ ای برده دل من چو هزاران درویش
  48. رباعی شمارهٔ ۲۲۸ گه در پی دین رویم و گه در پی کیش
  49. رباعی شمارهٔ ۲۲۹ هر چند بود مردم دانا درویش
  50. رباعی شمارهٔ ۲۳۰ دی آمدنی به حیرت از منزل خویش
  51. رباعی شمارهٔ ۲۳۱ آراست بهار کوی و دروازهٔ خویش
  52. رباعی شمارهٔ ۲۳۲ از عشق تو ای سنگدل کافر کیش
  53. رباعی شمارهٔ ۲۳۳ معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
  54. رباعی شمارهٔ ۲۳۴ از یار وفا مجوی کاندر هر باغ
  55. رباعی شمارهٔ ۲۳۵ نیکوتری از آب روان اندر باغ
  56. رباعی شمارهٔ ۲۳۶ نادیده من از عشق تو یک روز فراغ
  57. رباعی شمارهٔ ۲۳۷ ای بیماری سرو ترا کرده کناغ
  58. رباعی شمارهٔ ۲۳۸ در راه تو ار سود و زیانم فارغ
  59. رباعی شمارهٔ ۲۳۹ تا دید هوات در دلم غایت عشق
  60. رباعی شمارهٔ ۲۴۰ بر سین سریر سر سپاه آمد عشق

متن اشعار به نقل از گنجور.