پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳۷

ای بیماری سرو ترا کرده کناغ

پس دست اجل نهاده بر جان تو داغ

خورشید و چراغ من بدی و پس از این

ناییم بهم پیش چو خورشید و چراغ

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۳۹تا دید هوات در دلم غایت عشق
  2. رباعی شمارهٔ ۲۴۰بر سین سریر سر سپاه آمد عشق
  3. رباعی شمارهٔ ۲۴۱جز من به جهان نبود کس در خور عشق
  4. رباعی شمارهٔ ۲۴۲تحویل کنم نام خود از دفتر عشق
  5. رباعی شمارهٔ ۲۴۳جز تیر بلا نبود در ترکش عشق
  6. رباعی شمارهٔ ۲۴۴گویند که کرده‌ای دلت بردهٔ عشق
  7. رباعی شمارهٔ ۲۴۵کی بسته کند عقل سراپردهٔ عشق
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴۶چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.