پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۴۱

جز من به جهان نبود کس در خور عشق

زان بر سر من نهاد چرخ افسر عشق

یک بار به طبع خوش شدم چاکر عشق

دارم سر آنکه سر کنم در سر عشق

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۴۳جز تیر بلا نبود در ترکش عشق
  2. رباعی شمارهٔ ۲۴۴گویند که کرده‌ای دلت بردهٔ عشق
  3. رباعی شمارهٔ ۲۴۵کی بسته کند عقل سراپردهٔ عشق
  4. رباعی شمارهٔ ۲۴۶چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق
  5. رباعی شمارهٔ ۲۴۷خورشید سما بسوزد از سایهٔ عشق
  6. رباعی شمارهٔ ۲۴۸آن روز که شیر خوردم از دایهٔ عشق
  7. رباعی شمارهٔ ۲۴۹کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
  8. رباعی شمارهٔ ۲۵۰ای آصف این زمانه از خاطر پاک
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.