پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۲۵

با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش

از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش

بر ساز تو عالمی ز بیش و کم خویش

آنگاه بزی به ناز در عالم خویش

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۲۷ای برده دل من چو هزاران درویش
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲۸گه در پی دین رویم و گه در پی کیش
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲۹هر چند بود مردم دانا درویش
  4. رباعی شمارهٔ ۲۳۰دی آمدنی به حیرت از منزل خویش
  5. رباعی شمارهٔ ۲۳۱آراست بهار کوی و دروازهٔ خویش
  6. رباعی شمارهٔ ۲۳۲از عشق تو ای سنگدل کافر کیش
  7. رباعی شمارهٔ ۲۳۳معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
  8. رباعی شمارهٔ ۲۳۴از یار وفا مجوی کاندر هر باغ
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.