پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳۱

آراست بهار کوی و دروازهٔ خویش

افگند به باغ و راغ آوازهٔ خویش

بنمای بهار را رخ تازهٔ خویش

تا بشناسد بهار اندازهٔ خویش

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۳۳معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
  2. رباعی شمارهٔ ۲۳۴از یار وفا مجوی کاندر هر باغ
  3. رباعی شمارهٔ ۲۳۵نیکوتری از آب روان اندر باغ
  4. رباعی شمارهٔ ۲۳۶نادیده من از عشق تو یک روز فراغ
  5. رباعی شمارهٔ ۲۳۷ای بیماری سرو ترا کرده کناغ
  6. رباعی شمارهٔ ۲۳۸در راه تو ار سود و زیانم فارغ
  7. رباعی شمارهٔ ۲۳۹تا دید هوات در دلم غایت عشق
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴۰بر سین سریر سر سپاه آمد عشق
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.